Ed Simon for Lit Hub considers the many uses and abuses of promoting "Great Books," from David Lodge's literary game of Humiliation to Pierre Bayard's defense of non-reading.
چرا نباید از نخواندن کتابهای کلاسیک شرمنده باشیم: نگاهی به مفهوم «کتابهای بزرگ»
اِد سایمن در یادداشتی برای مجلهی Lit Hub این هفته به موضوع شرم فرهنگی کتابنخواندن و وسواس «کتابهای بزرگ» در سنت آموزشی غرب میپردازد. او نوشتهی خود را با یادآوری بازیای از رمان «جابهجایی مکانها» (۱۹۷۵) اثر دیوید لاج آغاز میکند، بازیای به نام «تحقیر» که در آن استادان دانشگاه نام کتابی را اعلام میکنند که نخواندهاند و بهازای هر کسی که آن را خوانده، امتیاز میگیرند. در رمان لاج، استادی به نام رینگبام برای پیروزی ناگهان نام «هملت» را به زبان میآورد و در نتیجه چند روز بعد در ارزیابی دانشگاهی خود ناکام میماند، زیرا دانشکدهی ادبیات انگلیسی نمیتواند به کسی که نخواندن اثری چنین مشهور را آشکارا اعتراف کرده، استادی بدهد. سایمن میگوید این بازی نشانهی اضطرابی است که در هر اهل فرهنگ زنده است. نویسنده از کتاب «چگونه دربارهی کتابهایی که نخواندهایم سخن بگوییم» اثر پییر بایار، استاد فرانسوی ادبیات، یاد میکند که در آن، انواع گوناگون «نخواندن» را مشروع میداند، از مرور سطحی گرفته تا آشنایی از طریق منابع دست دوم. به گفتهی بایار، فرهیختگی نه در خواندن کتابهای مشخصی، بلکه در توان جهتیابی در سیستم کتابها نهفته است. سایمن ریشههای ایدهی «کانون ادبی» را در سنت رنسانس اروپایی پی میگیرد، و سپس به برنامهی «کتابهای بزرگ» رابرت میناردِ هاچینز، رئیس دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۳۰، میپردازد. هاچینز همراه با مرتایمر اَدلر، فیلسوف عامهپسند، مجموعهای پنجاهوچهار جلدی به نام «کتابهای بزرگ جهان غرب» منتشر کرد که در دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی بهعنوان نمادی از آرزوی فرهنگی برای خانوادههای طبقهی متوسط آمریکا فروخته شد. نویسنده میگوید مهمتر از فهرست کتابهای یک کانون، خودِ ایدهی کانون است، که بیانگر این باور است که میتوان فرهنگ را در یک سیاهه برشمرد، فکری که خود ریشه در تاریخ نشر و سرمایهداری فرهنگی دارد.