A conversation with translator Ann Goldstein at La Piazza, the Italian Literary Festival in San Francisco in April 2026, exploring the matrilineal connection between Elena Ferrante and the women authors Goldstein has translated, with particular focus on Alba de Céspedes.
ترجمه؛ بازگرداندن صدای زنان به صحنهٔ ادبیات
در این گفتوگو، سارا مارینلی با اَن گلدستاین، مترجم آمریکایی و مترجم شناختهشدهٔ آثار النا فرانته، دربارهٔ جایگاه ترجمه در معرفی دوبارهٔ نویسندگان زن ایتالیایی صحبت میکند. گلدستاین که نزدیک به هفتاد اثر از ادبیات ایتالیا را به انگلیسی ترجمه کرده است، میگوید شهرت جهانی رمانهای فرانته توجه ناشران و خوانندگان انگلیسیزبان را به نویسندگان زن دیگری جلب کرد که پیشتر کمتر دیده شده بودند یا ترجمههای مناسبی از آثارشان در دسترس نبود. محور اصلی گفتوگو، آثار آلبا دِ چِسپِدِس است؛ نویسندهای ایتالیایی کوباییتبار که در میانهٔ قرن بیستم دربارهٔ زندگی زنان، فشار خانواده و جامعه، رابطهٔ مادران و دختران و تلاش زنان برای شناخت خواستههای شخصی خود مینوشت. گلدستاین میگوید چسپدس را از راه مطالعه و ترجمهٔ آثار فرانته شناخت و خیلی زود دریافت که نوشتههای او، با وجود گذشت چند دهه، هنوز برای خوانندهٔ امروز زنده و آشناست. گلدستاین بهویژه از رمان دفترچهٔ ممنوعه سخن میگوید؛ داستان زنی به نام والریا که در ظاهر زندگی آرام و منظمی دارد، اما با نوشتن یادداشتهای خصوصی، کمکم درمییابد نقشهایی که خانواده و جامعه برای او تعیین کردهاند، با خواستهها و احساسات واقعیاش سازگار نیستند. از نگاه گلدستاین، قدرت چسپدس در این است که آشفتگی درونی زنان را بهتدریج و با ظرافت نشان میدهد؛ زنانی که زندگیشان از بیرون استوار به نظر میرسد، اما در درون، با نارضایتی، سرخوردگی و میل به رهایی دستوپنجه نرم میکنند. در مصاحبه، میان آثار چسپدس و فرانته پیوندی زنانه و نسلی ترسیم میشود. هر دو نویسنده به تجربهٔ زنان در جامعهای مردسالار، دوستیهای زنانه، تنش میان مادر و دختر و دشواری رسیدن به استقلال میپردازند. با این تفاوت که زنان داستانهای چسپدس، به دلیل شرایط اجتماعی و تاریخی روزگارشان، اغلب به رهایی کامل نمیرسند؛ با این حال، آگاهی و نافرمانی پنهان آنان زمینهای برای نسلهای بعد فراهم میکند. در آثار فرانته، این کشمکشهای درونی با صراحت و شدتی بیشتر ادامه پیدا مییابد. بخش مهم دیگری از گفتوگو به زندگی سیاسی چسپدس مربوط است. او در دوران فاشیسم در ایتالیا، به سبب نوشتههایش با سانسور و بازداشت روبهرو شد. پس از اشغال بخشهایی از ایتالیا به دست آلمان در سال ۱۹۴۳، از رم گریخت و به شهر باری رفت؛ جایی که در رادیو باری، با نام مستعار کلوریندا، برای مردم ایتالیا و بهویژه زنان پیامهای مقاومت پخش میکرد. گلدستاین بخشهایی از این برنامههای رادیویی ضد فاشیستی و یادداشتهای دوران جنگ او را به انگلیسی ترجمه کرده است. از همینجا گفتوگو به معنای اجتماعی و سیاسی ترجمه میرسد. گلدستاین معتقد است انتخاب آثاری که ترجمه میشوند، خود حامل نوعی موضعگیری است؛ زیرا ترجمه میتواند نویسندهای فراموششده را دوباره به فضای عمومی بازگرداند و نگاه خوانندگان را به بخشی از تاریخ ادبی تغییر دهد. او میگوید تمرکز تدریجیاش بر ترجمهٔ آثار زنان، در عمل به کاری فمینیستی تبدیل شده است؛ کاری که نویسندگان زن را از حاشیهٔ ادبیات ایتالیا بیرون میآورد و حضور آنان را در جهان انگلیسیزبان پررنگتر میکند. گلدستاین همچنین دربارهٔ دشواریهای حرفهٔ ترجمه توضیح میدهد. زبان پرشتاب و جملههای بلند فرانته، دقت علمی نثر پریمو لوی، ساختار پیچیدهٔ جملهها در آثار السا مورانته و زبان عامیانه و گویشی پازولینی، هرکدام مسئلهای متفاوت برای مترجم ایجاد میکنند. او در ترجمهٔ گویشها ترجیح میدهد به لحن متن اصلی نزدیک بماند و بهجای جایگزینکردن یک لهجهٔ ایتالیایی با لهجهای تصنعی در انگلیسی، تفاوت میان زبان رسمی و گفتار عامیانه را منتقل کند. در پایان، گلدستاین از اهمیت ترجمهٔ دوبارهٔ آثار کلاسیک سخن میگوید. به گفتهٔ او، گاهی ترجمههای قدیمی با گذشت زمان کهنه، ناقص یا دور از زبان امروز به نظر میرسند، در حالی که متن اصلی هنوز تازگی خود را حفظ کرده است. ترجمهٔ تازه میتواند کتابی را که از یاد رفته یا کمتر خوانده شده، دوباره به خوانندگان معرفی کند. او اکنون روی ترجمهٔ مجموعهداستان نخست آلبا دِ چسپدِس، ترجمهٔ تازهای از رمان تاریخ اثر السا مورانته و ترجمهٔ دوبارهٔ یوزپلنگ اثر جوزپه تومازی دی لامپدوزا کار میکند. این گفتوگو تصویری روشن از ترجمه ارائه میدهد: ترجمه پلی میان زبانهاست و در عین حال میتواند راهی برای بازشناسی زنان نویسنده، بازخوانی تاریخ و رساندن صداهایی باشد که سالها شنیده نشدهاند.