I read Sarah Wang’s debut novel New Skin while still contemplating my own escape from postpartum depression. I call it escape because the mental gymnastics I had to perform to endure the asylum that was my mind—which involved blocking my own mother’s capricious “care”—in order to survive my ordeal was nothing short of miraculous. Like […] The post A Debut...
پوست تازه: رمانی دربارهٔ یک مادر و دختر و چهرهای که دیگر آشنا نیست
مجلهٔ Electric Literature این هفته گفتوگویی منتشر کرده است میان چری لو سای و سارا وانگ، نویسندهٔ چینیتبار آمریکایی، دربارهٔ نخستین رمان او پوست تازه. این رمان در نگاه نخست داستان طنزآمیزی است دربارهٔ وسواس صنعت زیبایی و جراحی پلاستیک، اما در ژرفنا روایتی است از پیوند پیچیدهٔ مادر و دختر در دل تجربه مهاجرت. فَنی، مادر نسل اول مهاجر، چهرهٔ خود را بارها زیر تیغ جراحی برده تا «تکامل یابد» و در برنامهای تلویزیونی به نام زیبایی بیاندازهٔ آمریکا شرکت میکند، برنامهای که در آن قربانیان جراحیهای ناموفق در یک رقابت گروهدرمانی برای پیروزی به جان هم میافتند. لینلی، دختر متولد آمریکا، در میان روایتهای پراکندهای که مادرش از گذشتهاش میگوید سرگردان است، روایتهایی که ممکن است حقیقت داشته باشد یا تنها برای پیروزی در مسابقه ساخته شده باشد. وانگ در این گفتوگو میگوید جراحی پلاستیک و تلویزیون واقعنما را همچون اسبهای تروا به کار گرفته تا به موضوعاتی عمیقتر بپردازد: زندگی بیمدرک، بدهی، طبقه، و کار زنانه. او میگوید نسل دوم مهاجران، مانند خود او، اغلب با خلأیی دربارهٔ گذشتهٔ والدینشان بزرگ میشوند. والدینی که از تجربهٔ مهاجرت سخن نمیگویند، شاید به دلیل فرهنگ، شاید به دلیل نمیخواستن بازگشتن به خاطرات تروما. این سکوت در فرزندان شکافی میگذارد در فهم هویت خویش. نویسنده که خود شانزده سال است در روانکاوی شرکت دارد، میگوید رمان او در حقیقت کاوشی است دربارهٔ میل: فنی فکر میکند میخواهد زیبا باشد و سرانجام درست به نقطهٔ ضد آن میرسد. لینلی میگوید میخواهد از مادرش جدا شود و در عین حال نمیتواند برود. وانگ از نقل قول روانکاو ویکیینیکات یاد میکند که میگوید «شادی است که پنهان باشی، و فاجعه است که هرگز یافته نشوی»، و این جمله را به فنی پیوند میزند که در هر جراحی تازه پشت چهرهای پنهان میشود اما در عمق رنج میبرد و کمک میخواهد. وانگ در پایان میگوید کسانی که در زندگی بیشترین عشق را به ما دارند، گاه دشوارترین رابطههای ما هستند، و بارها ماندن و گذر کردن از کنار اختلافها بسیار ارزشمندتر از گریز است.