Avigayl Sharp’s Offseason is a deeply internal debut, charting the bounds of a violent, unpredictable world through its truth-seeking (and perpetually dishonest) narrator. The novel follows an unnamed woman during her year as an instructor at a remote all girls school, where she’s filling in for an older male teacher on leave for an unspecified […] The post A Campus...
رمانی دانشگاهی برای جهانی پس از طنز
مجلهٔ Electric Literature این هفته گفتوگویی منتشر کرده است با آویگیل شارپ، نویسندهٔ جوان آمریکایی، دربارهٔ نخستین رمان او خارج از فصل. این رمان روایتی است درونی و آرام از زنی بینام که یک سال در یک مدرسهٔ دخترانهٔ دورافتاده درس میدهد، جایگزین معلمی مرد که به دلایلی نامعلوم در مرخصی است. در ظاهر، این یک رمان دانشگاهی است، اما در عمق روایت، خواننده با راوی روبهرو میشود که هم در پی کشف حقیقت است و هم دائم در حال پنهان کردن آن. شارپ در این گفتوگو میگوید آنچه برای او اهمیت داشت، نوشتن از تأثیر تروما بود بدون آنکه هرگز خود تروما را آشکار کند. فرهنگ امروز ما، به گفتهٔ او، وسواس فهمیدن دارد. اما گاه همین تأکید بر «چه رخ داد» ما را از آنچه حقیقتاً تروماتیک است دور میکند. روانکاوی به او آموخته که تجربه را از طریق نشانههایی که گرد آن میرویند بفهمد، نه از خود رویداد. شارپ از ناباکوف بهعنوان الهامبخش بزرگ خود یاد میکند، بهویژه آن لحظههایی که شخصیتهای ناباکوف زندگی خود را برای خواننده روایت میکنند و خواننده تنها از میان شکافهای روایت آنان به حقیقت میرسد. در رمان خارج از فصل نیز چنین است: راوی به ظاهر همهچیز را میداند، اما با گذر زمان، خواننده درمییابد که شخصیتهای دیگر، بهویژه آن معلم مرد، نه آن کسی هستند که او گمان میبرد. شارپ میگوید برای او شناخت دیگری در حقیقت ناشناختن دیگری است. این رمان به سنت رمانهای دانشگاهی بزرگ تعلق دارد، از زمستان میس جین برودی نوشتهٔ مورل اسپارک تا جیم خوشاقبال نوشتهٔ کینگزلی ایمیس. خود نویسنده میگوید رمان او نهایتاً نامهای عاشقانه به ادبیات است. در زمانی که فرهنگ غالب در طنز و نیشوکنایه میزیست، رمان خارج از فصل به ادبیات با باوری صادقانه نزدیک میشود، باوری به قدرت دگرگونکنندهٔ کتاب در میانهٔ جهانی پرآشوب.