Blake Williams wraps up his Cannes 2026 dispatches for MUBI Notebook with reviews of Cristian Mungiu's Palme d'Or-winning "Fjord," Quentin Dupieux's experimental "Vertiginous," and Arthur Harari's standout "The Unknown."
نامههای کن، شمارهی سه: زندگیهای دوم، نگاهی به برندهی نخل طلا و دو فیلم درخشان دیگر
بلیک ویلیامز در سومین و واپسین یادداشت خود برای مجلهی Notebook موبی، به جمعبندی هفتاد و نهمین جشنوارهی کن میپردازد، رویدادی که در پایان ماه می ۲۰۲۶ به سر آمد. نویسنده گزارش خود را با اشاره به فیلم برندهی نخل طلای امسال آغاز میکند: «فیورد» ساختهی کریستیان مونگیو، فیلمساز رومانیایی که این دومین نخل طلای کارنامهی او پس از فیلم «چهار ماه، سه هفته و دو روز» در سال ۲۰۰۷ است. این بار مونگیو روایت خانوادهای رومانیایی به نام گئورگیو را پی میگیرد که برای زندگی آرامتر به دهکدهای دور افتاده در نروژ کوچ میکنند. رِناته راینسوه و سباستین استن، دو ستارهی سینمای هنری امروز، در نقشهای اصلی این فیلم حضور دارند. داستان حول تنش میان ارزشهای سنتی این خانواده و قوانین مدرن کشور میزبان شکل میگیرد، و نشان میدهد که چگونه دو نگرش متفاوت به زندگی میتوانند با یکدیگر برخورد کنند. منتقد، با نگاهی دقیق به ساختار فیلم، مینویسد مونگیو با وجود تکیه بر سبک رئالیستی همیشگی خود، در این اثر بیش از حد تماشاگر را به یک سوی نزاع میکشاند، در حالی که شخصیتهایش از انعطاف لازم برای یک درام پیچیده برخوردار نیستند. دومین فیلم گزارش، «وَرتیجینوس» ساختهی کانتن دوپیو، فیلمساز فرانسوی، اثری شصت و هشت دقیقهای و انیمیشن تجربی است که با تکنیک گرفتن حرکت بدنی و گرافیکهای ابتدایی شبیه به بازیهای پلیاستیشن ساخته شده است. داستان دو مرد که گمان میکنند در یک شبیهسازی زندگی میکنند، فرصتی برای دوپیو فراهم میآورد تا با لحن طنزآمیز خود به موضوعات بازنمایی و اختیار آزاد بپردازد. اما به نوشتهی منتقد، این اثر به اوج خود نمیرسد و تنها در سطح فرم تصویری جذاب میماند. سومین و درخشانترین فیلم گزارش، «ناشناخته» ساختهی آرتور هاراری است که منتقد آن را بزرگترین کشف خود از این دورهی کن میداند. این فیلم در پاریس امروز میگذرد و داستان عکاسی به نام داوید با بازی نیلز اشنایدر را روایت میکند که در شب سال نو با زنی به نام اِوا با بازی لئا سیدو روبهرو میشود و فردای آن روز خود را در بدن او مییابد. هاراری، که پیشتر با همسرش ژوستین ترییه فیلمنامهی «کالبدشکافی یک سقوط» را نوشته بود، در این اثر با مهارتی شاعرانه به موضوعات هویت، از خودبیگانگی و عصر فناوری دیجیتال میپردازد. منتقد مینویسد فیلم با نگاهی نزدیک به سنت کارگردانانی چون کیشلوفسکی، آنتونیونی و لینچ، تجربهای استثنایی از این دورهی جشنواره به شمار میرود.