Dead Poets Society: Twelve Years Without Robin Williams
By Owrang Editorial
Twelve years have passed since the untimely death of Robin Williams, an actor who could hold comedy and sorrow in the same face with rare skill, and whose silence alone was sometimes a whole world of laughter. Among his many roles, John Keating in Dead Poets Society may be one of the most enduring. A teacher who breaks with conventional educational norms and, by changing the angle from which his students look at the world, immerses them in poetry and literature.
Dead Poets Society, directed by Peter Weir, was
released in 1989. Tom Schulman won the Academy Award for Best Original Screenplay for the film. Cinematography was by John Seale and the music was composed by Maurice Jarre.
The story takes place in 1959 at the strict Welton Academy. John Keating, a former student of the school, returns as its literature teacher. With a new outlook and an unprecedented method, he begins with outward acts of rule-breaking. In his very first step, he stands on a desk and asks the boys to do the same. Then, little by little, he enters the inner world of his students and teaches them how, instead of simply reading poetry, to become poets themselves, to look closely at the things of the world, and to find their own path toward the future. For the students, the result is beautiful: a desire to study, to know, and to think. But the families and the school see his work differently: as the spread of disorder and the breaking of norms.
Much of the film's power comes from Williams. In his performance, Keating is playful, at times quiet and at times unpredictable. His impressions, jokes, silences, and sudden shifts in tone turn the teaching of poetry into a series of living moments. At school, Keating teaches his students how to step outside prescribed forms and take part in shaping who they are, and Williams spent his own career doing exactly that.
The film divided its audience from the start. Roger Ebert argued that it quotes Tennyson, Herrick, Whitman and Vachel Lindsay without ever truly approaching their poetry, ultimately turning it into slogans. Peter Travers in Rolling Stone found the film most alive whenever Williams and the classroom are at its center, and thought it lost that lightness once the story turned toward tragedy.
Perhaps, after all these years, that disagreement still points to the film's central question. Where is the line between encouraging a person to think and influencing them through a handful of slogans? Is "Carpe diem, seize the day" an invitation to live, or simply a phrase that is easy to remember? And "O Captain! My Captain!," the line Walt Whitman wrote in mourning for Abraham Lincoln, when it comes from the mouths of these boys at the end, is it a tribute, a protest, or a farewell?

Three critics, three angles
Roger Ebert | Chicago Sun-Times — Read more ↗
Peter Travers | Rolling Stone — Read more ↗
Emanuel Levy — Read more ↗
«انجمن شاعران مرده»: در دوازدهمین سالگرد درگذشت رابین ویلیامز
نوشتهٔ Owrang Editorial
دوازده سال از مرگ نابهنگام رابین ویلیامز میگذرد. بازیگری که کمدی و اندوه را با مهارتی کمنظیر در یک چهره جمع میکرد و گاه تنها سکوتش دنیای خنده بود. از میان نقشهای بسیارش، جان کیتینگ در «انجمن شاعران مرده» شاید یکی از ماندگارترینها باشد. معلمی که هنجارهای متعارف آموزشی را زیر پا میگذارد و با تغییر زاویهٔ نگاه شاگردانش، آنان را در جهان شعر و ادبیات غوطهور میکند.
«انجمن شاعران مرده» ساختهٔ پیتر ویر در سال ۱۹۸۹ است. فیلمنامهٔ تام شولمن برای این فیلم اسکار بهترین فیلمنامهٔ اصلی را گرفت. جان سیل فیلمبرداری را بر عهده داشت و موسیقی فیلم ساختهٔ موریس ژار است.
ماجرا در سال ۱۹۵۹ و در آکادمی سختگیر ولتون میگذرد. جان کیتینگ، شاگرد سابق مدرسه، در مقام معلم ادبیات به مدرسه بازگشته است. با نگاهی نو و روشی بیسابقه از هنجارشکنیهای ظاهری آغاز میکند. ابتدا و در اولین قدم روی میز میایستد و از پسرها هم میخواهد چنین کنند. سپس آرامآرام به دنیای ذهن شاگردانش میرود و به آنان میآموزد چطور به جای آن که شعر بخوانند شاعر باشند، در پدیدههای هستی دقیق شوند و راه آیندهشان را پیدا کنند. نتیجه برای شاگردان زیباست: علاقه به تحصیل، دانستن و فکر کردن. اما ارزیابی خانوادهها و مدرسه از کار او چیز دیگری است: گسترش بینظمی و نقض هنجارها.
بخش بزرگی از نیروی فیلم از خود ویلیامز میآید. کیتینگ در بازی ویلیامز معلمی بازیگوش، گاه آرام و گاه غیرقابل پیشبینی است. تقلید صدا، شوخی، سکوت و تغییر ناگهانی لحن باعث میشود درس شعر به مجموعهای از لحظههای زنده تبدیل شود. کیتینگ در مدرسه به دانشآموزانش میآموزد چطور از قالبها بیرون بیایند و در آفرینش شخصیت خود سهیم شوند، و در واقعیت، ویلیامز شخصاً همین را در کارنامهٔ بازیگری خود نشان داده است.
این فیلم هم مانند بسیاری از آثار هنری موافقان و مخالفان زیادی داشت. راجر ایبرت معتقد بود فیلم از تنیسون، هریک، ویتمن و ویچل لیندزی نقل میکند بیآنکه واقعاً به شعر آنها نزدیک شود و در نهایت از آنها شعار میسازد. وینسنت کنبی در نیویورک تایمز کیتینگ را زندهترین و پیچیدهترین شخصیت فیلم میدانست اما روایت را بیش از حد قابل پیشبینی میدید. پیتر تراورز در رولینگ استون شیفتهٔ صحنههای کلاس و حضور ویلیامز بود اما معتقد بود فیلم در ادامه به سوی ملودرام میرود.
شاید همین اختلاف بعد از این همه سال هنوز پرسش اصلی فیلم باشد. مرز میان تشویق یک انسان به اندیشیدن و تحت تأثیر قرار دادن او با چند شعار کجاست؟ «کارپه دیم، دم را غنیمت بشمار» دعوتی برای زندگی است یا جملهای که فقط خوب به یاد میماند؟ و «ای ناخدا! ناخدای من!»، سطری که والت ویتمن در سوگ آبراهام لینکلن نوشت، وقتی در پایان از دهان این پسرها بیرون میآید، ادای احترام است، اعتراض یا وداع؟

سه نقد از سه نگاه
راجر ایبرت به هستهای حمله میکند که فیلم بیش از هر چیز بر آن تکیه دارد: شعر. به نظر او «انجمن شاعران مرده» از تنیسون، هریک، ویتمن و ویچل لیندزی نام میبرد و از آثارشان نقل میکند، اما کمتر به خود شعر مجال حضور میدهد. آنچه باقی میماند بیشتر مجموعهای از عبارتهای الهامبخش دربارهٔ آزادی فردی است. ایراد ایبرت فقط به شیوهٔ تدریس کیتینگ نیست. او معتقد است فیلم هم در نهایت همان کاری را میکند که به کیتینگ نسبت میدهد و احساس را جای پیچیدگی مینشاند. حتی شاگردان در پایان بیش از آنکه عاشق شعر شده باشند شیفتهٔ معلمشان هستند. او در مجموع به فیلم دو ستاره از چهار داد. (Roger Ebert | Chicago Sun-Times) ادامه نقد:ادامه نقد ↗
برای تراورز، فیلم هر جا رابین ویلیامز و کلاس درس در مرکز قرار میگیرند جان میگیرد. کیتینگ شعر را وارد بازی فوتبال میکند، با تقلید صدا و شوخی فضای خشک مدرسه را میشکند و به پسرها نشان میدهد ادبیات میتواند چیزی زنده و مربوط به زندگی خودشان باشد. تراورز در این بخشها ویلیامز را در کنار معلمان بهیادماندنی سینما میبیند. مشکل از جایی آغاز میشود که فیلم از کلاس فاصله میگیرد و داستان به سوی تراژدی و ملودرام میرود. آنجا چیزی از سبکی و تازگی لحظات نخست از دست میرود. (Peter Travers | Rolling Stone) ادامه نقد: ادامه نقد ↗
امانوئل لوی فیلم را در آرمانگراییاش ساختگی و احساساتی میداند، اما تأثیر آن بر مخاطب را نادیده نمیگیرد و میپذیرد که دل بسیاری از تماشاگران جوان را برد. در نگاه او کیتینگ معلمی است که با عشقش به شعر و توجه به فردیت هر دانشآموز، جهانی تازه پیش روی آنها باز میکند. با این حال لوی جایگاه فیلم را در کارنامهٔ پیتر ویر پایینتر از شهرتش میبیند: به نظر او این تجاریترین کار ویر است، نه بهترین کار هنری او، و رأی خودش به «پیکنیک در هنگینگ راک» میرود. (Emanuel Levy) ادامه نقد :ادامه نقد ↗