
A Man Escaped; Marking the 125th anniversary of Robert Bresson's birth
Robert Bresson, 1956
By Owrang Editorial
Lyon, 1943. A car carries three prisoners toward Montluc, the prison the German occupiers run in the city. Two of the men are handcuffed together. The third, Lieutenant Fontaine of the French Resistance, has his hands free, and the film opens on those hands resting on his knees, then moving slowly toward the door handle. He jumps, he is caught, he is beaten, and he is put in a cell. From that moment until the last shots, the film stays inside the walls with him.
What follows is work. Fontaine sharpens the handle of a spoon on the stone floor and spends weeks loosening the boards of his oak door, one joint at a time. He twists blankets and the wire of his bed frame into rope. He bends the frame of a lantern into hooks. He taps messages through the wall, trades a few words with other men at the morning wash, and listens. Bresson lets the ear do what the eye is denied. Keys on the railings, boots on gravel, a tram beyond the wall, a volley of rifles in the yard. When the sentence arrives and Fontaine is told he will be shot, a teenage boy named Jost is placed in his cell on the same day. He has to decide whether to trust the boy or to silence him, and the film turns on that choice.
The story belongs to André Devigny, an officer who escaped from Montluc in 1943 and published his account in the 1950s. Bresson had himself been a prisoner of war of the Germans for about a year and a half. He shot part of the film at Montluc itself, with Devigny as his adviser. An opening title tells the audience that the story is true and is given plain, as it happened. Almost all the cast are nonprofessionals. François Leterrier, who plays Fontaine, was a philosophy student at the Sorbonne at the time, and he later became a director in his own right. Bresson called such players models and asked them to act, never to perform. The faces stay quiet and the hands carry the drama. The only music is the Kyrie from Mozart's Great Mass in C minor, which Bresson uses sparingly and at chosen moments.
The film's full French title adds a second line, The Wind Blows Where It Will, taken from the Gospel of John. One prisoner, a pastor, waits for help from above. Fontaine answers that help would be welcome, and that a man also has to use his own hands. Bresson leaves both men their dignity. The title gives away the ending before the first image, and the suspense is greater for it. The question was never whether he escapes. The question is what a person becomes while he works toward the door.
A Man Escaped opened in France in November 1956 and won Bresson the director's prize at Cannes the following spring. In the 2012 Sight and Sound critics' poll it ranked 69th among the greatest films ever made.
Three reviews
Roger Ebert, Great Movies
https://www.rogerebert.com/reviews/great-movie-a-man-escaped-1956
Tony Pipolo, The Criterion Collection
https://www.criterion.com/current/posts/2628-a-man-escaped-quintessential-bresson
Brian Eggert, Deep Focus Review
https://www.deepfocusreview.com/definitives/a-man-escaped/
Watch
https://www.criterionchannel.com/a-man-escaped
یک محکوم به مرگ گریخته است؛ به مناسبت صدوبیستوپنجمین سال تولد روبر برسون
نوشتهٔ Owrang Editorial
یک محکوم به مرگ گریخته است
روبر برسون، ۱۹۵۶
به مناسبت صدوبیستوپنجمین سال تولد روبر برسون
لیون، سال ۱۹۴۳. اتومبیلی سه زندانی را به مونلوک میبرد، زندانی که نیروهای اشغالگر آلمان در این شهر اداره میکنند. دو نفرشان با دستبند به هم بستهاند. نفر سوم، ستوان فونتن از نهضت مقاومت فرانسه، دستهایش آزاد است و فیلم با همین دستها آغاز میشود که روی زانوهایش آرام گرفتهاند و بعد آهسته به سمت دستگیرهٔ در میروند. بیرون میپرد، گرفتار میشود، کتک میخورد و به سلول میافتد. از این لحظه تا آخرین نماها، فیلم همراه او میان همین دیوارها میماند.
آنچه بعد میآید کار است. فونتن دستهٔ یک قاشق را روی کف سنگی تیز میکند و هفتهها تختههای در بلوطی سلولش را یکییکی از جا درمیآورد. پتوها و سیم تختش را به هم میتابد و طناب میسازد. قاب یک فانوس را خم میکند و قلاب میسازد. به دیوار ضربه میزند و پیغام میفرستد، هنگام شستوشوی صبحگاهی چند کلمه با دیگران رد و بدل میکند، و گوش میدهد. برسون کاری را که از چشم دریغ شده به گوش میسپارد. صدای کلید روی نردهها، چکمه روی شن، تراموایی آن سوی دیوار، رگبار تفنگ در حیاط. همان روزی که حکم میرسد و به فونتن میگویند تیرباران خواهد شد، پسر نوجوانی به نام ژوست را به سلول او میآورند. باید تصمیم بگیرد به این پسر اعتماد کند یا او را از سر راه بردارد، و فیلم بر همین تصمیم میچرخد.
داستان از آن آندره دوینیی است، افسری که سال ۱۹۴۳ از مونلوک گریخت و روایتش را در دههٔ ۱۹۵۰ منتشر کرد. برسون خودش حدود یک سال و نیم اسیر جنگی آلمانیها بود. بخشی از فیلم را در خود مونلوک گرفت و دوینیی مشاور او بود. نوشتهٔ آغاز فیلم به تماشاگر میگوید این داستان واقعی است و ساده و همانگونه که بوده روایت میشود. تقریباً همهٔ بازیگران غیرحرفهایاند. فرانسوا لوتریه، بازیگر نقش فونتن، آن زمان دانشجوی فلسفه در سوربن بود و بعدها خودش کارگردان شد. برسون به این بازیگران مدل میگفت و از آنها میخواست عمل کنند، نه بازی. چهرهها آرام میمانند و بار درام بر دوش دستهاست. تنها موسیقی فیلم قطعهٔ Kyrie از مس بزرگ دو مینور موتسارت است که برسون آن را بهندرت و در لحظههای مشخص به کار میگیرد.
عنوان کامل فرانسوی فیلم سطر دومی هم دارد، باد هر جا بخواهد میوزد، که از انجیل یوحنا گرفته شده است. یکی از زندانیان که کشیش است چشم به یاری آسمان دارد. فونتن پاسخ میدهد که یاری خوش آمده است و آدم باید دستهای خودش را هم به کار بگیرد. برسون حرمت هر دو مرد را نگه میدارد. عنوان فیلم پایان را پیش از نخستین تصویر میگوید و دلهره از همین رو بیشتر میشود. پرسش هیچگاه این نبوده که او میگریزد یا میماند. پرسش این است که آدمی در راه رسیدن به آن در، چه میشود.
«یک محکوم به مرگ گریخته است» در نوامبر ۱۹۵۶ در فرانسه به نمایش درآمد و بهار سال بعد جایزهٔ بهترین کارگردانی جشنوارهٔ کن را برای برسون آورد. در نظرسنجی منتقدان Sight and Sound در سال ۲۰۱۲، در میان برترین فیلمهای تاریخ سینما رتبهٔ ۶۹ را گرفت.
سه نقد
راجر ابرت، Great Movies
ابرت تماشای این فیلم را درسی در سینما میداند، درسی که با نشان دادن همهٔ چیزهایی که یک فیلم میتواند کنار بگذارد پیش میرود. به نوشتهٔ او روش فونتن همان روش خود برسون است، یعنی دقت موشکافانه در جزئیاتی که اهمیت دارند. نمای زیبا برای زیبایی در فیلم پیدا نمیشود و موضوع برسون این است که آدمها در تنگنا چگونه تاب میآورند.
https://www.rogerebert.com/reviews/great-movie-a-man-escaped-1956
تونی پیپولو، The Criterion Collection
پیپولو نشان میدهد برسون از روایت دوینیی همان لحن خونسرد، دقیق و فنی را برداشت و واقعیت را به سود معنا ساده کرد. جرم فونتن دیر و فقط با عنوان خیانت گفته میشود، در حالی که دوینیی به سبب کشتن فرمانده پلیس ایتالیا دستگیر شده بود. نتیجه به نظر او یکی از خالصترین تجربههای سینمایی است که کارگردانی به آن رسیده است.
https://www.criterion.com/current/posts/2628-a-man-escaped-quintessential-bresson
برایان اگرت، Deep Focus Review
اگرت فیلم را از دستهای فونتن میخواند. از نمای آغازین در اتومبیل تا پایان، دستها بیش از چهره حرف میزنند. به نظر او برسون با تمرکز بر روند کار، عمل را به راهی برای رهایی معنوی بدل میکند و عنوان دوم فیلم همین را میگوید.
https://www.deepfocusreview.com/definitives/a-man-escaped/
تماشای فیلم
https://www.criterionchannel.com/a-man-escaped
یادداشتهای من
۱. سوربن، فیلمبرداری در استودیو و مدت اسارت را خودم دوباره با منبع چک نکردهام و به اتکای بازخورد نوشتهام. با دانستهٔ خودم هم میخوانند.
۲. برای فرم: مدت فیلم را ۱۰۱ دقیقه بزن که عدد Criterion است، همان نسخهای که لینک تماشایش را دادهایم. تاریخ اکران دقیق را خالی بگذار یا فقط November 1956 بنویس، چون منابع بین ۱۰ و ۱۱ نوامبر اختلاف دارند.
۳. در انگلیسی «act, never perform» را به جای «do rather than show» گذاشتم تا با فارسی جدید یکی باشد.